تبليغاتX
بر بال بوريا
کرامات امام باقر (ع)

خجسته ميلاد مسعود حضرت امام  محمد باقر (ع) بر سالكان طريقش تهنيت باد

 

کرامات امام باقر عليه السلام

کرامت و معجزه

 کارهاي خارق العاده اي که مقرون به دعوي نبوت باشد معجزه و بدون ادعاي نبوت، کرامت ناميده مي شود. بنابراين کرامت به کارهاي خارق العاده اي اطلاق مي شود که به وسيله بنده صالح خدا و بدون ادعا ظاهر مي شود و دليل و برهاني الهي است که با اذن خداوند بر عموم مردم يا بعضي از خواص ظاهر مي شود و توسط آن، مقام امامت اثبات شده و در دل ها استقرار يافته و انديشه ها و نقشه هاي مخالفين و منکرين تحت الشعاع قرار گرفته و حجت الهي بر مردم شناخته مي شود.

چنانکه خداوند فرموده است: «ليهلک من هلک عن بينة و يحيي من حي عن بينة »; «تا آن ها که هلاک [و گمراه مي شوند، از روي اتمام حجت باشد; و آن ها که زنده [و هدايت] مي شوند از روي دليل روشن باشد.»

البته در اصطلاح حديث به کارهاي خارق العاده ائمه عليهم السلام معجزه نيز گفته مي شود. ابوبصير در اين رابطه مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرض کردم: «لاي علة اعطي الله عزوجل انبياءه و رسله واعطاکم المعجزة فقال: ليکون دليلا علي صدق من اتي به والمعجزة علامة لله لايعطيها الا انبياءه و رسله و حججه ليعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب؛ به چه علتي خداوند بزرگ پيامبران، رسولان و شما را معجزه عطا کرده است؟ امام عليه السلام فرمود: تا اينکه دليل روشني براي راستگويي باشد. معجزه نشانه اي از سوي پروردگار جهانيان است و آن را به غير از پيامبران و رسولان و امامان عطا نمي کند و اين به خاطر آن است که راستي راستگو از دروغ دروغگو شناخته شود.»

از اين رو امور خارق العاده اي که توسط ائمه عليهم السلام انجام مي شود گاهي به عنوان معجزه و گاهي به عنوان کرامت مطرح مي شود و دليلي قاطع براي حقانيت ائمه اطهار عليهم السلام است.

در قرآن از معجزه به نام آيت ياد مي شود. آيت به معني نشانه است و چون معجزه نشانه راستگويي پيامبر و امام مي باشد، آن را آيت مي نامند و چون اين امور خارق العاده ناتواني ديگران را آشکار مي کند، بر آن معجز يا معجزه اطلاق مي شود.

تا اينکه دليل روشني براي راستگويي باشد. معجزه نشانه اي از سوي پروردگار جهانيان است و آن را به غير از پيامبران و رسولان و امامان عطا نمي کند و اين به خاطر آن است که راستي راستگو از دروغ دروغگو شناخته شود.

استاد مطهري رحمه الله در مورد فرق معجزه و کرامت مي گويد: «معجزه يعني بينه و آيت الهي که براي اثبات يک ماموريت الهي صورت مي گيرد و به اصطلاح، مقرون به تحدي است، منظوري الهي از او در کار است. اين است که محدود به شرايط خاصي، است اما کرامت يک امر خارق العاده است که صرفا اثر قوت روحي و قداست نفساني يک انسان کامل يا نيمه کامل است و براي اثبات منظور الهي خاصي نيست. اين چنين امري فراوان رخ مي دهد و حتي مي توان گفت: يک امر عادي است و مشروط به شرطي نيست. معجزه زبان خداست که شخصي را تاييد مي کند، ولي کرامت چنين زباني نيست.»

ممکن است گفته شود: کارهاي خارق العاده ائمه اطهار عليهم السلام، دو قسم است. گاهي در مقام اثبات حقانيت خويش در برابر مخالفين بوده اند و گاهي در مقام تقويت ايمان در قلوب مؤمنين. مي توان بر اولي نام معجزه گذاشت و دومي را کرامت ناميد.

دانشمندان بزرگ اماميه همچون قطب الدين راوندي در الخرائج و الجرائح و شيخ حر عاملي در اثبات الهداة و سيد هاشم بحراني در مدينة المعاجز و مقدس اردبيلي در حديقة الشيعه و... بر تمام کارهاي خارق العاده اي که توسط ائمه اطهار انجام شده است، نام معجزه را اطلاق کرده اند. البته در بعضي از کتاب ها نيز اين امور با عنوان کرامت مطرح شده است.

در هر صورت اين دو لفظ در مورد ائمه اطهار عليهم السلام گاهي مترادف و زماني مختلف استعمال شده است. بعد از توضيح کوتاهي در مورد معني معجزه و کرامت، به نمونه هايي از معجزات و کرامات امام باقر عليه السلام مي پردازيم.

 

خبر از حکومت بني عباس

امام باقر عليه السلام سال ها قبل از روي کار آمدن بني عباس، خبر خلافت آنان و چگونگي آن را به منصور دوانقي داد.

ابو بصير واقعه را چنين گزارش مي کند: در حضور امام باقر عليه السلام در مسجد رسول خدا صلي الله عليه و آله نشسته بوديم و اين در روزهايي بود که حضرت سجاد عليه السلام تازه به شهادت رسيده و قبل از زماني بود که حکومت به دست فرزندان عباس بيفتد.

در اين هنگام دوانيقي و داود بن سليمان به مسجد داخل شدند. با ديدن حضرت باقر عليه السلام، داود تنها به نزد امام باقر عليه السلام آمد، آن حضرت از او پرسيد: چرا دوانيقي اين جا نيامد؟ داود گفت: او جفا مي کند و سخت تنگدست و پريشان است.

امام باقر عليه السلام فرمود: روزها مي گذرد تا آن گاه که وي بر مردم حکومت مي کند. او بر گرده مردم سوار مي شود و شرق و غرب اين ديار را تصاحب مي کند و طول عمر نيز خواهد داشت. او آن چنان گنجينه ها را از اموال انباشته مي کند که قبل از او کسي چنين نکرده است. داود بن سليمان اين خبر را به منصور دوانيقي رسانيد. دوانيقي با دستپاچگي تمام به نزد امام آمد و عرضه داشت: جلال و عظمت شما مانع شد که در محضر شما بنشينيم! و بعد با اشتياق تمام از امام باقر عليه السلام پرسيد: اين چه خبري است که داود به من داد؟

امام باقر عليه السلام، فرمود: آنچه گفتيم پيش خواهد آمد.

دوانيقي: آيا حکومت ما پيش از حکومت شماست؟

امام عليه السلام: بلي.

دوانيقي: آيا پس از من يکي ديگر از فرزندانم حکومت مي کند؟

امام عليه السلام: بلي.

دوانيقي: آيا مدت حکومت بني اميه بيشتر است يا مدت حکومت ما؟

امام عليه السلام: مدت حکومت شما. امام باقر عليه السلام در ادامه فرمود: فرزندان شما اين حکومت را به دست مي گيرند و چنان با حکومت بازي مي کنند که بچه ها با توپ بازي مي کنند. اين خبري است که پدرم به من داده است.

هنگامي که منصور دوانيقي به حکومت رسيد از پيشگويي امام باقر عليه السلام در شگفت ماند.

کارهاي خارق العاده ائمه اطهار عليهم السلام، دو قسم است. گاهي در مقام اثبات حقانيت خويش در برابر مخالفين بوده اند و گاهي در مقام تقويت ايمان در قلوب مؤمنين. مي توان بر اولي نام معجزه گذاشت و دومي را کرامت ناميد.

شفاي نابينا

ابوبصير از شاگردان برجسته امام باقر عليه السلام بود. او از بينايي محروم بود و از اين جهت شديدا رنج مي برد. روزي به حضور امام باقر عليه السلام شتافته و از آن حضرت پرسيد: آيا شما وارث پيامبر هستيد؟

امام: بلي.

- آيا رسول خدا صلي الله عليه و آله وارث تمام پيامبران و وارث علوم و دانش هاي آنان بود؟

امام: بلي.

- شما مي توانيد مرده را زنده کنيد و کور مادرزاد را معالجه نماييد و از آنچه که مردم در خانه هايشان مي خورند، خبر دهيد؟

امام: بلي. ما همه اين ها را به اذن خداوند انجام مي دهيم.

او مي گويد: در اين هنگام امام باقر عليه السلام فرمود: اي ابابصير! نزديک بيا. من نزديک حضرت رفتم. آن حضرت با دست مبارک خود روي چشمان مرا مسح نمود. در اين حال من خورشيد و آسمان و زمين و خانه ها و هرچه در شهر بود همه را ديدم.

آن گاه به من فرمود: آيا مي خواهي که اين چنين باشي و در روز قيامت حساب تو مانند بقيه مردم باشد و خداوند هرچه را اراده فرمود، همان شود يا مي خواهي به حال اول برگردي و بدون حساب به بهشت بروي؟! ابوبصير گفت: مي خواهم به حال اول برگردم.

پيشواي پنجم بار ديگر دست بر چشمان ابوبصير کشيد و چشمان او به حال اول برگشت.

 


 

نوشته شده توسط سید مهدی سبط احمدی در 91/03/03 ساعت 12:47 موضوع پیامبر و اهل بیت | لینک ثابت


خرمشهر شهر خون

بسم رب الشهدا


آن روز در آن معرکه مجنون رقصید
بی خود شدو درکنار کارون رقصید
خورشید فرو رفت به اعماق زمین
از شرم برادرم که در خون رقصید

 

فتح خرمشهر فتح خاک نيست، فتح ارزشهاى اسلامى است. خرمشهر شهر لاله هاى خونين است مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود که مى‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادرى بود که فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بى‌پناهى پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز که خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند که به آن سوى شط خرمشهر کوچ کنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايى بود که جز در بازپس‌گيرى شهر برآورده نمى‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيکرهاشان زير تانکهاى شيطان تکه تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پيوست. اما راز خون آشکار شد. راز خون را جز شهدا درنمى‌يابند. گردش خون در رگهاى زندگى شيرين است اما ريختن آن در پاى محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست که همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعنى همه حيات  و از ترک اين وابستگى دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن کسى است که دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست که محبوب خود را به کسى مى‌بخشد که اين راز را دريابد. آن کس که لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگى هيچ نمى‌يابد.

آنان را که از مرگ مى‌ترسند از کربلا مى‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند که راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب کرده‌اند تا فتوت آشکار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را که از مرگ مى‌ترسند از کربلا مى‌رانند. وقتى که کار آن همه دشوار شد که ماندن در خرمشهر معناى شهادت گرفت، هنگام آن بود که شبى عاشورايى برپا شود و کربلائيان پاى در آزمونى دشوار بگذارندا

کربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد على جهان‌آرا چنين کرد تا جز شايستگان کسى در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند که قلبشان را عشق تا آنجا آکنده است که ترس از مرگ، جايى براى ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حکمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بى‌انتهاى نور که پرتوى از آن همه کهکشانهاى آسمان دوم را روشنى بخشيده است.

گفتند: «این خاک دیگر، سرو و صنوبر ندارد
خورشید اینجا غریب است، اینجا دلاور ندارد»
گفتند: «خوب است، خوب است در گوشه ای دفن سازیم»
این آسمان را که بوی بال کبوتر ندارد
هر چند تعریف کردند از سرخی شمعدانی
دیدند این بار عاشق از لاله بهتر ندارد
بردند یاران ما را بر شانه های خیابان
بردند و بردند انگار، این کوچه آخر ندارد
در سینه از سوگ گل ها یک آسمان ابر دارم
یک شب بیاید ببیند هر کس که باور ندارد
همین جاست شهری که گویند «شهر خورشید» باشد
شهری که «یوسف» در آنجا ترس از برادر ندارد.

 

خرمشهر‘شهر خون‘ آزاد شد

 

ظهر 31 شهريور ماه سال 1359 در حاليكه آشفتگي در نيروهاي دفاعي كشور مشاهده مي شد رژيم بعث عراق تجاوز به خاك ايران را آغاز كرد اما مردم مناطق مرزی و ارتش و سپاه مستقر در مرز در حرکتی خودجوش و با تجهیزات نظامی ناچیز و كمك نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران جلوی پیشروی سریع ارتش عراق را گرفتند.

 

اقتدار نيروي هوايي

 

خلبانان نیروی هوایی ایران به فاصله دو ساعت پس از بمباران عراقی‌ها يعني در ساعت ۴ بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با هواپیماهای اف-۴ به پایگاه‌های الرشید در جنوب بغداد و شعیبه در داخل خاک عراق و نزدیک مرز آن کشور حمله کنند و خسارات عمده به این دو پایگاه وارد آورند. فردای آن روز یعنی در روز یکم مهرماه ۱۳۵۹، خلبانان نیروی هوایی ایران به همراهی بنی‌صدر پس از خواندن دسته جمعی سرود «ای ایران» در باشگاه افسران نیروی هوایی تهران با ۱۴۰ فروند هواپیمای بمب‌افکن به پرواز درآمدند و به پایگاه‌های هوایی و مراکز ارتباط و رادار نیروی هوایی عراق حمله نمودند. در آسمان نیز درگیری‌هایی بین هواپیماهای دفاع هوایی ایران و هواپیماهای عراقی به وقوع پیوست و چند هواپیمای میگ عراقی سرنگون شدند. عملیات روز یکم مهرماه، که در نیروی هوایی ایران عملیات کمان ۹۹ نام داشت و در آن ۲۰۰ پرواز در یک روز توسط خلبانان نیروی هوایی ایران انجام گردید، عملاً توان و برتری قدرت هوایی ایران را نشان داد. روز پنجشنبه و جمعه ۳ و ۴ مهر ۱۳۵۹، ۵۹ فروند هواپیمای نیروی هوایی ایران مواضع مهم نظامی و برخی تأسیسات نفتی عراق را منهدم کردند. در همین دو روز، ۴۱ فروند از میگ‌های عراقی توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شدند.

 

نیروی هوایی عراق به خاطر نگرانی از نابودی بیشتر هواپیماهایش در زمین، ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه «الولید» نزدیک اردن منتقل کند تا از برد هواپیماهای شکاری نیروی هوایی ایران در امان باشند. هواپیماهای شناسایی نیروی هوایی ایران، این عملیات را تعقیب نمودند و خلبانان ایرانی توانستند با انجام عملیات سوخت گیری در هوا خود را به پایگاه «الولید» برسانند و در آنجا تعداد زیادی از هواپیماهای عراقی را در زمین منهدم نمایند. این حمله به عملیات اچ-۳ در تاریخ نظامی ایران ثبت شده‌است.

 

ضعف نيروي زميني

 

به دليل ضعف در زمين‘ پس از مدتي عراقي ها وارد خاك ايران شدند .خرمشهر شدند خانه ها را خراب كردند و با آهن منازل دور شهر براي خودشان سنگر ساختند اما شهيد "جهان آرا" فرمانده سپاه خرمشهرو 3 هزار تن از يارانش  با تجهيزات اندك و پشتيباني نيروي هوايي و عمليات هاي چريكي در مقابل 400 تانك و يك لشگر تا دندان مسلح چنان ايستادند كه دنيا حيرت زده شد".

 

طبق اسناد موجود در تاريخ فتح خرمشهر‘گروه هاي مردمي و سردار شهيد جهان آرا و يارانش دشمني را كه روياي فتح بيست و چهار ساعته خوزستان در سر داشت را 35 روز پشت دروازه هاي شهر نگاه داشتند؛ اما اين گروه جان بر كف بي سلاح از هيچ سو تقويت نمي شد و پس از ۳۵ روز مقاومت، ۴ آبان ماه ۱۳۵۹ خرمشهر اشغال شد.

 

ارتش جان گرفت

 

مدتي بعد ارتش از هم پاشيده ايران سر و سامان گرفت و نيروهاي ارتش ‘ سپاه و بسيج از پادگانها و مساجد شهرهاي مختلف راهي خوزستان شدند . نیروی زمینی ارتش ایران با پشتیبانی نیروی هوایی و هلیکوپترهای هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی ایران) موفق به بازسازی، پیش بینی‌های عملیاتی و طرح‌ریزی‌های لازم شد. بدین ترتیب، یگان‌های پیاده و زرهی از یگان‌های لشکر ۷۷ خراسان، لشکر ۲۱ حمزه مرکز، لشکر ۱۶ قزوین، گروه رزمی زرهی شیراز و تیپ خرم آباد و همدان و... به طور گسترده برای مرحله بیرون راندن نیروهای عراقی، در جبهه جنوب مستقر شدند.

 

حداکثر پیشروی نیروهای عراقی در جبههٔ جنوبی که در اثر غافلگیری نیروهای ایرانی صورت گرفت، تا ۱۵ کیلومتری شهر اهواز بود ۸ آبان ۱۳۵۹، ارتش عراق با دو لشکر خود حمله گسترده‌ای را برای تصرف پل نادری بر روی رودخانه کرخه انجام داد، مقاومت یگان‌هایی از لشکر ۲۱ حمزه (لشکر سابق گارد جاویدان) و یک گردان تانک از لشکر ۷۷ خراسان مانع از تصرف پل نادری شدند. در صورت تصرف پل نادری توسط عراق، این امر منجر به قطع جاده مهم اندیمشک - اهواز می‌شد و چنانچه خود را به ارتفاعات شمال منطقه می‌رساندند، کلیه ارتباطات جنوب قطع می‌شد و این مقدمه‌ای بود برای سقوط آبادان و اهواز. مقاومت سرسختانه گردان ۴۴ پیاده نیروی زمینی ارتش در پنج کیلومتری آبادان در این مقطع نقش مهمی داشت.

 

و آزادي خرمشهر

 

عمليات فتح المبين با رمز يا زهرا دشمن را مجبور به عقب نشيني كرد و مدتي بعد  فرماندهان ايراني نقشه عمليات بيت المقدس را براي آزادسازي خرمشهر طراحي مي كنند.  "علي حاتمي تاجيك" جانباز 70 درصد آزاده كه  در اين عمليات ‘ معاون گروهان گردان ياسر بوده در باره عمليات بيت المقدس مي گويد:" به دنبال عمليات فتح المبين اولين دقايق دهم ارديبهشت سال 61 عمليات بيت المقدس با رمز "يا علي ابن ابيطالب" آغاز شد. پشت خاكريز ها نماز خوانديم و با همان تجهيزاتي كه داشتيم عمليات را اجرا كرديم. آن موقع يك گردان ما فقط 15-20 آرپي جي زن داشت در حاليكه عراقي ها را كاملا مجهز كرده بودند.يك كاميون عراقي بار موشك خالي مي كرد و 10 دقيقه فرصت داشتند تا همه را به سمت ايران پرتاب كنند ولي بسياري از سلاح هاي ما خراب و بلااستفاده بودند ولي به خواست خدا و ايثارگري بچه ها عمليات بيت المقدس در 4 مرحله انجام و منجر به آزاد سازي خرمشهر در سوم خرداد سال ۱۳۶۱ شد".

 

كساني كه سنشان اجازه مي دهد خبر آزادسازي خرمشهررا خوب به ياد دارند!  اول از طريق راديو و با اين جمله به گوشمان رسيد:" شنوندگان عزيز توجه فرمائيد!خرمشهر‘شهر خون آزاد شد". اين خبر نه تنها خوزستاني ها بلكه كشور را غرق شادي كرد. اشگ شوق را در چشم همه مي توانستي ببيني . از جنوب تا شرق و شمالي ترين نقطه كشور جشن آزادي برپا شد و همه با اشك شوق و صدايي لرزان فرياد مي.  زدند:" خونين شهر آزاد شد"                                                                                                       

آري! خرمشهر پس از ۵۷۵ روز در ساعت ۱۱ صبح روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ در قالب عملیات بیت المقدس آزاد شد. تلفات ایران در جریان این عملیات ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ سپاهی و ۱٬۰۸۶ ارتشی) و ۲۴۰۰۰ زخمی بود

 


 

نوشته شده توسط سید مهدی سبط احمدی در 91/03/03 ساعت 12:38 موضوع جبهه و جنگ | لینک ثابت


نماد مقاومت و پايداري دختر مسلمان

شهيد ناهيد فاتحي كرجو










 

نوشته شده توسط سید مهدی سبط احمدی در 91/02/10 ساعت 10:55 موضوع جبهه و جنگ | لینک ثابت